سلام بچه ها ببخشید نگرانتون کردم و این که نتونستم بیام و به وبلاگاتون سر بزنم و اگر هم سر زدم به خاطر با گوشی بودن کامنت بزارم.ما خوبیم.به خاطر شرایط مالی و از همه مهم تر بی ماشینی نتونستیم بریم شمال.اصلا برنامه هامون جور نشد.الانشم کلی کار عقب افتاده داریم.لب تاب خرابه همچنان و من نمی تونم با گوشی خیلی بنویسم.چند تا چیز هست که خیلی ذهنم و مشغول کرده.اولیش ماشینه که داستان ها براش پیش اومد و حالا براتون می گم.بعدی هم رفتار و بی مهری های محمده که بهار و حسابی برده تو خودش و من براش ناراحتم.بهش دروغ گفته می ره ماموریت ولی رفته سفر و بهار این و فهمیده و متاسفانه این مساله روی بچه تاثیر گذاشته و کمی تا قسمتی داره رو مخ من می ره و من و ناراحت و عصبی می کنه.به هر حال حرف زیاده.یکی از نگرانی هام زدن لوله روکاره که دلم می خواد قبل از مدرسه ها تموم بشه.هم به فکر هزینه اش هستم هم دردسرهاش.به هر حال به قول خانوم دکتر زندگیه با تلاطماتش باید یاد بگیریم چی کار کنیم.براتون آرزوی خوشی دارم.ایشالا سر فرصت کامنتا رو هم تایید می کنم.
جمعه تون شاد و خدایی که در این نزدیکی ست...
ما را در سایت و خدایی که در این نزدیکی ست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 315 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 21:19