6 مهر 1395

خرید بک لینک
سلام.احتمالا یه پست عجله ای باشه.ه جان امروز خونه ما بود و برگشتنی ما هم همراهش اومدیم و خونشون هستیم که همراه هم بفرمایید شام ببینیم.یه هندوانه خنک و خوشمزه هم نوش جان کردیم.دیشب شب جالبی نبود.یه سری مشکلات روحی داشتم.قلبم بیقرار بود.علتش هم استرس های این چند وقته بود.ماشین.آزمایش و دکتر بهار که کلی استرس داشتم که یه وقت قندش خیلی بالا نباشه.شکر خدا بالا نبود ولی پایین هم نبود و همچنان باید قرص بخوره.تیروئید هم همچنان کم کاره و ویتامین دی هم کم داره که قرص داده.کم خونیش شکر خدا بهتر شده و چند روز بیشتر توی ماه نباید بخوره.ولی همچنان باید تحت نظر باشه.کارهای لوله کشی هم کم کمک تموم شد.ولی ریز ریز شدیم.حالا امروز هم قرار بود همون نقاشی که خونمون و رنگ کرده بیاد که سرکارمون گذاشت و قرار شد یارو خودش بیاره و سقفشون و درست کنه.همون همسایمون که سقفش به خاطر لوله های ما آب داده بود.

پاییز دوست داشتنی هم که رسیده و امیدوارم بهترین و قشنگ ترین اتفاق ها در انتظارتون باشه.متاسفانه برادرزاده عزیزم تصادف کرده و زانوش بدجوری شکسته و 6 ماهی باید با واکر راه بره.دو ماه هم که کلا نباید زیاد راه بره.رفتیم بیمارستان دیدنش و حالا یه روز هم می ریم خونشون.ولی خیلی خیلی براش ناراحت شدم.

بهار هم خوشبختانه معلمش رو دوست داره و با رضایت می ره مدرسه.ولی سر یه چیزایی خیلی من و حرص می ده.

امیدوارم دیگه بیفتیم تو سراشیبی زندگی و یه خورده این کارهامون روبراه بشه و یه سفر بریم.

مراقب خودتون باشید.

و خدایی که در این نزدیکی ست...

ما را در سایت و خدایی که در این نزدیکی ست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 328 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 21:19

صفحه بندی